فیروزجاه بابل كنار
معرفی اهالی فیروزجاه و روستاهای اطراف 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های ویژه
پيوندهای روزانه

واحدهای شمارش و"اصطلاحات اصیل "مازرونی(البته تلفظ در نقاط مختلف مازندران فرق داینه)

 

واحدشمارش حبّه قند = کِلو
واحدشمارش قطعه گوشت = تِریک
واحدشمارش گردو وتخم مرغ = کِل
واحدشمارش سیرومغزگردو = چِکه
واحدشمارش پیاز = بِنه
واحد شمارش نارنج وانار = گِنّه
واحدشمارش کَنَف = پِتی
دعوای دو سگ = جَقه
دعوای دوگاو = سره
وسیله ای برای ریسیدن کنف = کِتلوم
داروخانه = اَفتِک
مطب دکتر = محکمه یا اَفتِک خنه
آب دهان آویزان = گِلِس
جعبه چوبی = یاشیک
قدم یاگام = شاب
عبور = هِدار
بینی = وِنی
لانه مرغان = کِلی
خانه چارپایان = کِلوم(تلار)
چندلحظه پیش = دوسا
گاوشیرده = منگودوشا
بغل راه پله = کِنّا
دفعه،مرتبه،بار = کَش
لیز = قِلیز
زوزه شغال = بَوُو یا اَوُو
زوزه سگ = لَوُو
آفتابه مسی = جِری
بچه یاتوله خرس = کِله
توله سگ = سگ کِتکا
گوساله ماده = دِمِس
گاوماده تقریبا 2ساله = طَلِم
گوساله نر = تِشکله

گاونرجوان =جنیکا

 دوستانی که موارد جدیدی دوننه امسه تو نظرات بلن به این لیست اضافه هاکنیم

با تشکر

[ سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 ] [ 10:37 ] [ الدره وچون ]
ته لینگ٬لینگچی و ته بال٬بال اوستی/خالی نون و پیازِ هی بجوستی
نشا هاکردی و وجین هاکردی/تیل بخارده لینگ تا صبح بکوستی
مردی خسته بیه و حوصله نداشته/ته کار هاکرده تنِ چو جِه روشته
وَچه بِرمه کرده وِشنائی گره/تِه خسته تن سینه شیر نداشته
بینج هاکردن مگه اند انده کاره؟/تروکه تا ونه بوسه اماره...

(کپی از ساری نیوز)

[ جمعه بیست و سوم آبان 1393 ] [ 0:33 ] [ الدره وچون ]

[ شنبه هفدهم آبان 1393 ] [ 15:55 ] [ الدره وچون ]
 تصاویری از مسابقات والیبال که توسط کانون علمی و فرهنگی امام رضا (ع) مسجد روستای آلدره و هلی کتی برگزار گردید  این مسابقات با حضور تیم های از روستا های آلدره ،هلی کتی،ممرزکن و فرام رودبار برگزار گردید که با قهرمانی روستای ممرزکن به پایان رسید.

 

 

بازی های به یادماندنی

 

 

 

 

 

 

 

[ شنبه هفدهم آبان 1393 ] [ 14:55 ] [ الدره وچون ]

قلعه‌هاي قديمي بابل عموما در بندپي واقع شده‌اند. زيرا موقعيت خاص جغرافيايي منطقه هميشه پناهگاه مناسبي براي شخصيت‌هاي سياسي بوده است. اكثر اين قلعه‌ها به دوران پس از اسلام تعلق دارند

قلعه‌ی فیروزجاه:

قلعه‌ی فیروزجاه در حدود 39 کیلومتری جنوب شهرستان بابل در وسط جنگل واقع شده است و از معروف‌ترین قلعه‌ها در گذشته بوده است. چنانکه میرتیمور مرعشی گفته است:"قلعه فیروزجاه از مشاهیر آن ولایت بود" و در سرتاسر این کتاب از آن نام برده شده است. این قلعه تحت تصرف امرای مازندران بود و گاهی آن را به عنوان زندان برای مخالفین خود استفاده می‌کردند. به عنوان مثال همان کتاب گفته است: "میر سلطان مراد ... میرعلی را در قید سلاسل درآورده به قلعه‌ی فیروزجاه فرستاده" و در جای دیگر:

فرستاد نامه بر قلعه‌دار

که آن نوجوان را به نزد من آر

در افتاد شادی به فیروزجاه

که یوسف برون آمد از قعر چاه

زمانی این قلعه را به عنوان محل خزانه استفاده می‌کردند، دلیلش هم این بود که از نظر استراتژیکی در نقطه‌ای واقع شده که با وسایل آن روزگار دستیابی به آنجا مشکل بوده است.

چنانکه کتاب مزبور توضیح داده زمانی که یکی از امرای مازندران خواسته آنجا را فتح کند، چون یکی از مخالفینش به آنجا پناه برد، به حیله‌های فراوان متوشل شد و عاجزمان. لذا از قوای قزلباش قزوین کمک خواست و سرانجام با مسدود کردن آب قلعه توانست اهل قلعه را به ستوه آورده و آن‌ها را تسلیم و قلعه را فتح کند، که تاریخش را روز پنج‌شنبه 24 ربیع‌اثانی سنه 987 ه.ق ذکر کرده است و غنایمی را که از آنجا بدست می‌آید به این صورت شرح می‌دهند: "نقد و جنس شصت هزار تومان، سوای کتابخانه مملو از کتاب‌های نفیس که میرسلطان مرادخان تحصیل نموده بود... .

اکنون این قلعه به صورت مخروبه‌ای در میان جنگل بیش نیست و اکثر مردم منطقع اصلا نمی‌دانند در کجا بنا شده است و از آن فقط اسمی به یاد دارند. آن چه که روی زمین بوده را از بین برده‌اند و متاسفانه آجرها و سفال‌هایش را به روستاهای اطراف حمل کرده و از آن درمانگاه ساختند، فقط آب انبار و یک برج نیمه خراب و قسمت‌هایی که زیر زمین بوده باقی ماند، و روی زمین جز سفال‌های شکسته و سنگ‌ها اثر دیگری دیده نمی‌شود... .

(منبع: مرعشی میر تیمور؛ تاریخ خاندان مرعشی، تصحیح منوچهر ستوده، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.)

 

قلعه پيروزي:

اين قلعه كه به قلعه فيروزشاه نيز معروف بوده است در بندپي و در كنار سجادرود و بر بالاي كوه واقع بوده است. قدمت اين قلعه به پيش از قرن دهم مي‌رسد. قلعه كه به مرور زمان متروك شده بود در حدود سال 939 شمسي در عهد شاه طهماسب صفوي توسط يكي از اعضاي خاندان مرعشي به نام ميرعلي خان تعمير و از نو آباد شد. در عهد سلطان محمد خدابنده صفوي قلعه پيروزي توسط سلطان مرادخان فتح شد. و ميرعلي خان مدت‌ها بعد از مشكلات فراوان آن را از ميرزاخان پسر سلطان مرادخان پس گرفت. پس از فتح كتابخانه‌اي در قلعه به تصرف درآمد كه مملو بود از كتب نفيس كه آن را به مبلغ شش هزار تومان تقويم كردند و تمام را سياهه كرده به درگاه سلطان محمدخدابنده فرستادند.



قلعه جخرود:

اين قلعه در لمسو كلاي بندپي واقع است و به موزي كتي شهرت دارد. اين قلعه در زمان ناصرالدين شاه قاجار پابرجا بوده است. ساختمان آن را از گچ و آجر ساخته شده بود و حمام و حوضي داشته است.


قلعه كتي:

قلعه كتي در ميان دهكده‌ي‌ بزرودپي و شانه تراش بندپي واقع است. اين قلعه كه در گذشته به قلعه‌ي شرك يا شهرك معروف بود اكنون زير خاك مدفون است.

 


من(الدره وچون)از محل این قلعه ها خصوصا قلعه های که در فیروزجاه قرار دارند  (روستای کنونی)اگاه نیستم دوستانی که آشنایی دارند ما رو هم در جریان بزارند با تشکر 

برگرفته از وبلاگ بندپی سجرو

[ جمعه ششم اردیبهشت 1392 ] [ 2:46 ] [ الدره وچون ]
شوپه

آ آ آ اويا آ . . .

شو په – شب پاي – كه همان نگهباني شب است ، اما اين صرفا يك نگهباني نيست بلكه داراي شرايط و فرهنگ متناسب خود مي باشد .

هنگام غروب از خانه هايي كه شالي و يا گندم و . . . كشت كرده بودند كسي يا كساني – شوپگر - بسمت مزرعه محل كشت حركت مي كردند . شوپگر شام شب ساده اي را با خود مي بردند و در مزرعه همه ی هم و غم شان اين بود كه تا صبح بيدار باشند و با ايجاد سر و صدا – كَلي و اُويا - مانع از هجوم حيوانات علي الخصوص گراز ( خي ) به مزرعه شوند .

كمتر اتفاق افتاده كه شوپگران با اسلحه به شوپه بروند اما هر گاه خطري را جدي مي ديدند خود و يا با شكارچي اي جهت مقابله به شوپه مي رفتند .

شوپگر شب را در محلي به نام " نفار " سپري مي كرده است . نفار ، با چوب  و مرتفع از زمين ، كه معمولا سه چهار نفر مي توانستند شب را در آن بگذرانند ساخته می شد.

شوپه روي ديگري داشت كه همه اش خاطره است ، مي توان از شب نشيني ها گفت ، از شوخي ها ، ترانه خواني ها ، ترس از تاريكي ، و . . . و نيز اتفاق مي افتاد كه شوپگر شب را بخواب می رفته و گراز(خی) شالي را صدمه مي زد ُ آن وقت كافي بود شوپگر كوچكترِین عضو خانواده باشد تا همه با او دعوا مرافه اي براه بياندازند.

البته با تصميم هم محلي هاي اساسي ، كه شاليزاري ها را تعطيل و ديگر كشت ها را هم رها كردند ، جای تعجب نیست که شوپه و كيمه و نپار هم اول از ذهن ، و سپس از خاطره ها محو گردند .

[ چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392 ] [ 11:30 ] [ الدره وچون ]
جشن تيرگان كه در زبان محلي به آن «تير ماه سيزده شو» گفته ميشود، همان جشن معروف ايرانيان باستان است كه در تاريخ باستاني تبري مصادف با دوازدهم آبان ماه ميشود.
در رابطه با تاريخچه اين جشن نيز روايات مختلفي وجود دارد. برخي پيروزي كاوه بر ضحاك را مبناي جشن «تير ماه سيزده شو» مي دانند و برخي ديگر معتقدند كه تيرگان شب تولد حضرت علي ( ع) است.
«تيرماسيزده شو» كه به «لال لالي شو» هم معروف است با برپايي آيين هاي ويژه و آماده کردن خوراکي هاي سيزده گانه جشن گرفته مي شود.در اين شب همه خانواده كنار هم جمع مي شوند و تا پاسي از شب به خوردن تنقلات و گوش دادن به قصه و افسانه هاي بزرگ ترها سپري مي شود، جوانان هم با در دست داشتن تركه اي بلند كه كيسه اي به انتهاي آن بسته شده است، همراه كودكان به در خانه ها رفته و با سر و صدا و كوبيدن چوب به درخانه ها و لال بازي از صاحب خانه تقاضاي هديه مي*كنند ، و صاحبخانه هم اغلب به آنها پول، ميوه و شيريني مي دهد.

در اين شب افزون بر خوراک هايي که مناسب مهماني است بنابر رسم هر محل خوراكي هايي ويژه اي نيز تدارك ديده مي شود. آملي ها براي اين جشن خوراکي هايي تهيه مي*کنند که به لهجه محلي به آن «خارچي» گويند و عبارت است از انواع شيريني ها که در خانه تهيه مي شود وشيريـني دستي به نام «شامي نون» و شيريـني ديگري به نام «بشتـيزک».در فيروزکوه نيز بعد از شام، گندم و شاهدانه و گردو و سنجد و شيريني و ميوه و چاي را روي کرسي مي گذارند و افراد خانواده دور آن جمع مي شوند.

در سنگسر علاوه بر «شب چره» يعـني انار و انگور و سنجد و بادام و تخمه و امثال آن، به مناسبت سيزده بايد غذايي پخت که از سيزده ماده خوراکي: گوشت، آب، سبزي، برنج، عدس، نخود ،نمک، و ... درست شده باشد که آن را «سيزه چي» گويند.
شگون چوب خوردن از لال نيز از ديگر مراسم مخصوص اين جشن است. به گونه اي كه در برخي از شهرها اين مراسم به «لال شو» معروف است. در اين شب شخصي با لباس مبدل، دستمالي به سر بسته و صورتش را سياه مي کند و مانند لال ها با کسي حرف نمي زند. اين شخص كه او را لال، لال مار و لال شيش مي*گويندبا همراهي چند نفر وارد خانه هاي محل مي شود و با چوب و ترکه اي که در دست دارد، ضربه اي به ساکنان خانه مي*زند. مازندراني ها آمدن لال را به خانه و کاشانه خود به فال نيک مي گيرند و باور دارند که «لال»هر کس را بزند تا سال ديگر مريض نمي شود.
از رسم هاي ديگر «تيرما سيزه شو» فال گرفتن با ديوان حافظ است که در شهرها، روستاها و تقريبا همه خانه هاي اين منطقه مرسوم است. در اين شب همه اهل خانه دور هم جمع مي شوند و خوب و بد نيت خود را از حافظ، که " به شاخ نبات " قسمش داده اند، جويا مي شوند.
برخي نيز در شب اين جشن بر بام خانه ديگران مي روند و از روزنه بام شال درازي را که به سر آن يک دستمال بسته اند، درون اطاقي که آنان نشسته اند مي اندازند، صاحب خانه از همان خوردني هايي که براي مهمانان آورده است، در آن دستمال مي گذارد و آن را مي بندد. آنگاه کسي که بر بام نشسته و شال را فرو انداخته است، آهسته آهسته شال را بالا مي کشد. اين رسم را که در بيشتر آبادي هاي مازندران نيز معمول است «شال اينگني» مي امند.
به گفته دكتر روح  الاميني در ادبـيات قرن هاي چهارم و پنجم، نمونه هاي زيادي را مي توان يافت که نشان از بودن تيرماه در فصل خزان دارند.
استاد دکتر صادق کيا نيز درباره محاسبه ماه هاي سال بر پايه گاه شماري فرس قديم در مازندران ( تبرستان ) مي نويسد :«اکنون نوروز آنان (مازندراني ها) در نيمه دوم " اونه ماه " (آبان ماه)، و تيرماه آنان در پايـيز است و تيرگان را در پايـيز جشن مي گيرند.»
جشن تيرماه سيزه شو، که در کتاب شرح بـيست باب ملا مظفر، از آن به نام نوروز تبري ياد شده، در گذشته در شهرهاي قائمشهر-سواد کوه، سنگسر، شهميرزاد، فيروزکوه، دماوند، بهشر، دامغان، ماها، ساري، بابل، آمل، نوشهر، شهسوار و طالقان برگزار مي شده است و هم اكنون نيز در كندلوس و ديگر شهرهاي مازندران جشن گرفته مي شود.

[ چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392 ] [ 10:59 ] [ الدره وچون ]

.: Weblog Themes By Bia2skin :.


درباره وبلاگ

وبلاگ فیروزجاه بابل كنار جهت معرفی فعالیت اهلی این مناطق از سعادت آباد تا لمارون می باشد عمده برنامه های این وبلاگ معرفی سیمای کلی از مردم ،فرهنگ،عکس های از طبیعت زیباو وهمچنین فعالیت های اهالی در زمینه های فرهنگی ،سیاسی، ورزشی بسیج منطقه فیروزجایی بابلکنار می باشد امید است که با عنایت خداوند منان به این سیاست ها جامع عمل بپوشانیم
طراح قالب
امکانات وب